روش پژوهی مطالعات تطبیقی

از بهمن ماه گذشته که «بیان مسأله» پروپوزال رساله را در دو صفحه به استاد دادم تا امروز که «ورژن» یازدهمِ حداقل بیست و پنج صفحه ای آن را در دست دارم مسیری را طی کرده ام که اگر آن زمان تجربه امروز را داشتم قضیه را خیلی زودتر سامان می دادم و به اینجا می رساندم! فکرش را که می کنم می بینم چقدر وقت استاد را گرفته ام، چقدر سعی کرده است مرا در مسیر درست قرار دهد، مطالبی را مطالعه کرده ام که قبلاً یا فکرش را نمی کردم و یا آنقدر ازشان سردرنمی آوردم و برایم ملموس نبودند که می گذاشتمشان برای وقتی دیگر!! و دو سه ماه اخیر همان وقتی دیگر بود!!

ادامه نوشته

یک «کامنت» قابل تأمل در ارتباط با «رشته» برنامه ریزی درسی!

با سلام
متاسفانه شما خانم ها تبدیل شدید به نخود هر آش. فکر کردید حوزه برنامه درسی هم حوزه سبزی پاک کردن استمدام بدنبال این هستید که کجا جلسه است و کجا نیست تا حرف های من درآوردی بشنوید و بگویید. من شرط می بندم که شما خانم ها چه آنها که مانند خانم ... و خانم ... دکتراشون را گرفتند و چه شما دانشجویان دکتری که بویژه خانم هستید، هیچ گلی به سر این رشته نخواهید نزد و در این حوزه مقدس نه اینکه هیچ دانش جدیدی خلق نخواهید کرد. بلکه به فهم و یا توسعه دانش موجود نیز کمکی نخواهید کرد. لطفاً بروید چند سال وقت بگذارید و مهمترین اثار رشته را به زبان اصلی آن مطالعه کنید و بعد بیاید جلسه بگذارید. در هیچ کدام از جلسات شما که راجع به هویت رشته صحبت کردید (رشته ای که به نظر من فقط در ایران و به دلیل خیل عظیم استادان و فارغ التحصیلان بی سواد دکتری، دچار فقرآگاهی تاریخی و تئوریک شده است) به آثار جاودان و معتبر این رشته ازجمله اثار (کتاب) بزرگانی چون زایس، شوبرت، شورت، گودلد، کلیبارد، سرمین، دکر واکر، تنر و تنر، اوتانل اسمیت، استن هاوس، جان وایلز، ویلیام دال، و غیره و حتی آیزنر) استناد نمی شود. به هیچ سالنامه یا دستنامه و حتی مقاله معتبر دانشنامه ای رشته اشاره نمی شود.

کدام یک از شما، کتاب فرانکلین بابیت را که مادر رشته برنامه است مطالعه کردید. درحالیکه با وجود ناآگاهی مطلق، بسیار راحت و بی پروا، بابیت و الگویش را به باد انتقاد می گیرید. کدام یک از شما تفاوت کار بابیت با چارترز را می داند. کدام یک از شما، از محتوای همایش سال 1947 که توسط همین تایلر بدنام در کشور ما، برگزار شده را که راجع به هویت برنامه درسی است، خبر دارد. فقط چسبیدید به آن چند مقاله شواب و برداشت سطحی از اندیشه های پاینار.

خواهش می کنم به جای این ور و آن ور رفتن، بروید و مطالعه و تأمل کنید.
 
امیدوارم شهامت درج گفته های من را داشته باشید.

 

 

آنچه ملاحظه می کنید «کامنتی» است که بنا به شواهد از سوی یک دانش آموخته خشمگین! رشته برنامه ریزی درسی در ارتباط با «کل» رشته ابراز شده و از صدر تا ذیل آن را در «ایران» خطاب قرار داده است. صرف نظر از لحن تند و گزنده و در بعضی فرازها «بی ادبانه» نویسنده، اصل سخن ایشان از دیدگاه من تا حدودی صحیح و قابل تأمل است. اما نکاتی که بعد از چند بار مطالعه این یادداشت به نظرم رسید:


ادامه نوشته