بررسی و نقد برنامه درسی ملی
دکتر معافی جلسه را با ارائه کلیاتی از سیر برنامه درسی و برنامه ریزی درسی در چند دهه اخیر آغاز کردند و بیان کردند که اگر برنامه درسی را مترادف با برنامه حوزه های یادگیری بدانیم این نوع برنامه به حدود سال 1304 برمی گردد که «پروگرام های تعلیم تربیت» تولید می شد. ولی وقتی برنامه درسی همراه با قید «سند» می شود به «چارچوب راهنمای تولید برنامه درسی» می رسیم و مشابهش را در سال 1364 داشتیم. البته در 1377 هم کارهایی انجام شد که منجر به برنامه درسی جامع دوره ابتدایی و برنامه درسی جامع دوره راهنمایی شد. در 1378 و در زمان مرحوم مهندس علاقمندان بحث هایی مطرح شد از جمله اینکه اول باید «فلسفه تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران» مشخص شود و بر مبنای آن برنامه درسی تدوین گردد. که این کار هم در زمان مهندس فرشیدی و دکتر علی احمدی انجام شد. پیش نویس اولیه برنامه درسی پنج بار تجدید نظر شد تا به نگاشت پنجم رسید. در پاییز سال 91 به شورایعالی رفت و این شورا بازنگری هایی انجام داد و به سند برنامه درسی ملی فعلی منجر شد.
دکتر رَوَن مطالب خود را با ذکر این نکته شروع کردند که اسناد تحولی بویژه مبانی فلسفی ما برای اولین بار با توافق هفتاد-هشتاد درصدی تدوین شد. بعد به این سؤال رسیدیم که حالا از کجا شروع کنیم؟ پاسخ به شش خرده نظام ارجاع داده شد که یکی از آنها برنامه درسی است و سایر این خرده نظام ها عبارتند از:
مدیریت و رهبری
فضا و تجهیزات
ارتقاء و مدیریت منابع انسانی
بودجه
تحقیق و پژوهش
و اکنون با تدوین سند برنامه درسی ملی، سایر خرده نظام ها هم باید اقدام به تهیه سند کنند چون این شش خرده نظام به هم وابسته هستند و موفقیت برنامه درسی ملی منوط به تغییرات لازم در آنهاست.
برنامه درسی، نقشه راه است. مثل نقشه یک ساختمان و باید «فونداسیون» محکمی داشته باشد. در این ساختمان معلمان و دانش آموزان زندگی خواهند کرد و باید بهترین کیفیت زندگی را تجربه کنند. گرچه از نگاشت پنجم این سند که حدود صد و هشتاد صفحه بوده، کاسته شده و به مقدار فعلی رسیده است ولی قابل استفاده در عرصه عمل هست. اکنون باید اسناد میانی و راهنمای پایه ها تدوین شوند تا معلوم باشد در پایان هر دوره تحصیلی به چه می خواهیم برسیم.
دکتر رَوَن در بخش آخر سخنانشان به جلوه های ویژه سند فعلی برنامه درسی ملی اشاره کردند که مختصراً چنین بود:
· حوزه های یادگیری دچار تحولاتی شده و بخش های حکمت و تفکر، کار و فناوری، و بنیان خانواده به این حوزه ها افزوده شده است.
· بسته آموزشی: منبعد کتاب محوری مطرح نخواهد بود و از کلیه رسانه ها
· هدف گذاری با نگاه بودمی و در یک ماتریس پنج در چهار ، در یک نگاه متمایز و تأکیدی. قرار است تا طرح درس پیش برود. 50 ساعت زمان منعطف برای کارهای غیرکلاسی و اختیاری در نظر گرفته ایم (که مناسب با مسائل بومی برنامه ریزی شود)
دکتر مهرمحمدی ضمن بیانات خود و در واکنش به مطالب دکتر معافی و دکتر رون سه سؤال طرح کردند:
1. آیا ذیل برنامه درسی ملی، پدیده هایی به نام برنامه درسی استانی، ناحیه ای، یا منطقه ای هم قابل فهم و شناسایی است؟ به عبارتی آیا از کیش تمرکز دور می شویم؟
2. برنامه درسی ملی حاوی چه ابداعات و جنبه های نوینی است که آن را از برنامه های قبلی متمایز می کند؟ برنامه های قبلی چه نقصانهایی داشتند که برنامه درسی ملی ندارد؟
3. آن طور که دکتر معافی از مرحوم علاقمندان به جهت تأکید بر تدوین فلسفه یاد کردند سؤال این است که واقعاً سند برنامه درسی ملی چه اندازه به فلسفه تعلیم و تربیتی که بالاخره از آن برخوردار شدیم اتکا دارد؟ (با توجه به فرادست بودن سند فلسفه تعلیم و تربیت) آیا به این فلسفه تدوین شده ملتزم ماندیم؟ نسبت مبانی نظری مندرج در برنامه درسی ملی بعنوان سند فرودستی با سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بعنوان سند فرادست چیست؟
دکتر موسی پور مانند همیشه مجهز (به فایل پاورپوینت! و کلام!) سخنران بعدی بودند. ذکر کردند که ابتدا یک دو نکته و بعد ده نکته را بیان خواهند کرد. (مزاحی هم در این مورد ایجاد شد که در فایل صوتی موجود است). ایشان با استناد به سخنان دکتر معافی و جمله ای که در آغاز سند به این مضمون آمده که: «تدوین و تصویب برنامه درسی ملی بعنوان نقشه جامع یادگیری برای اولین بار در تاریخ ...» این ایراد را وارد دانستند که درواقع اولین بار نیست که برنامه درسی در کشور تولید شده است و کار بی سابقه ای نیست. و بهتر بود می نوشتند «نقشه جامع یادگیری تحت عنوان برنامه درسی ملی ...» یعنی تنها نامش عوض شده است.
نکته دیگر اینکه این سند به مقدار زیادی آزاد و یله از اسناد بالادستی تنظیم شده است. ایشان یک مورد را ذکر کردند: مثلا در سند بالادستی این سند که سند تحول بنیادین آموزش و پرورش باشد و آن هم توسط شورایعالی مصوب شده است، یک مفهوم می بینیم که رهبری بر آن تأکید داشتند و آن «بصیرت» است. در حالی که در سند فعلی برنامه درسی مفهوم دیگری که رهبری اخیراً بر آن تأکید داشتند به جای بصیرت گنجانده شده که «سبک زندگی» است. این نشان می دهد که هم متأثر از شرایط و کلیدواژگان روز سند بلندمدت می نویسیم. در حالی که اگر «بصیرت» حائز اهمیت بوده است باید در سند برنامه درسی ملی منعکس می شد.
اما تولید برنامه درسی ملی، آثار بنیادینی هم داشته است:
1. ایجاد بزرگترین عرصه گفتگوی تخصصی-اجرایی در عرصه برنامه ریزی درسی ایران بوده است.
2. زمینه سازی تبدیل دانش تخصصی به سیاست اجرایی
3. آشکارسازی تفاوت بین اعلام نظرات کارشناسی با کسب توافق از صاحب نظران هم سطح و هم عقیده. یعنی خود متخصصان برنامه ریزی درسی در عرصه عمل نظرات متفاوتی داشتند که باید جمع می شد.
4. طرح موضوع در عرصه عمومی آموزش و پرورش و اجتماع
5. تولید دانش مبتنی بر شرایط ملی در حوزه برنامه ریزی درسی
در اینجا دکتر موسی پور به بیان نقاط قوت برنامه درسی ملی پرداختند:
· یکی از نقاط قوت، تمرکز بر تربیت درونی و دور شدن از سطح مهندسی است که این نکته در رویکرد برنامه درسی ملی به «فطرت گرایی» مشهود است و اگر این عبارت که در سند آمده: «زمینه سازی لازم جهت شکوفایی فطرت الهی...» صادقانه باشد با اسلام و عاملیت انسان همخوانی دارد.
· نقطه قوت دیگر، رسمیت دادن به اختیارات معلم برای خلق فرصت های تربیتی و آموزشی، مسئولیت تطبیق، تدوین، اجرا و ارزشیابی برنامه های درسی در سطح کلاس درس است. هرچند این امور قبلاً وجود داشت ولی ذکر آن در این سند، حائز اهمیت است.
· طراحی و اجرای نظام نظام ارزشیابی نتیجه محور بر اساس استانداردهای محلی برای عبور از دوره های تحصیلی (که نمی شود از این دوره ها بدون اخذ نتیجه گذر کرد) و رویکرد ارزشیابی فرآیند محور بخصوص در پایه های ابتدایی.
· ارزشیابی بخش جدایی ناپذیر فرآیند یاددهی-یادگیری تلقی شده و ذکر شده که از نتایج آن برای برنامه ریزی و رشد حرفه ای معلمان و بهبود برنامه درسی و نظام آموزشی استفاده شود که نکته خیلی مهمی است.
دکتر موسی پور در آخرین قسمت از صحبتشان کاستی های برنامه درسی ملی را برشمردند و توضیحاتی در مورد هر یک ارائه کردند.
· مسأله نام
· خروج از جایگاه برنامه درسی ملی
· بی توجهی به حدود مقرر در پی گیری امور
· تکرارهای غیر ضروری
· ناسازگاریهای محتوایی
· طرح ناصواب و شعارگونه برخی امور
· آمیختگی تولید، اجرا و ارزشیابی برنامه درسی که هر سه به سازمان پژوهش و برنامه ریزی واگذار شده است.
پاسخهای دکتر معافی و دکتر رَوَن به اشکالات وارده هم شنیدنی بود. مضافاً اینکه دکتر موسی پور در بخشی از ایرادات وارده اشاره به موضوع «ایمان» بعنوان یکی از عناصر پنجگانه در الگوی هدف گذاری داشتند و اینکه موارد ذکر شده ذیل این عنوان قابل ارزشیابی نیستند. آقای امانی بعنوان یکی از حضار جلسه که البته در سازمان پژوهش و برنامه ریزی هم فعالند توضیحاتی در این مورد دادند که شنیدنی بود.